سفارش تبلیغ
صبا

 

 

الإمام زین العابدین علیه السلام ـ و قد ضَمَّ ابنَهُ الباقِرَ علیه السلام إلى صَدرِهِ لَمّا حَضرَهُ المَوتُ :   

 

یا بُنَیَّ اُوصِیکَ بما أوصانی بهِ أبی علیه السلام حِینَ حَضَرَتهُ الوَفاةُ ، و بِما ذَکرَ أنّ أباهُ أوصاهُ بهِ ، قالَ : یا بُنَیَّ ، إیّاکَ و ظُلمَ مَن لا یَجِدُ علَیکَ ناصِرا إلاّ اللّه َ


 امام زین العابدین علیه السلام در هنگام رحلتش و آن گاه که فرزندش باقر علیه السلام را در آغوش کشید فرمود: فرزندم! تو را به همان چیزى سفارش مى کنم که پدرم هنگام وفاتش به من سفارش کرد و فرمود

که پدرش نیز او را به آن سفارش کرده است؛ فرمود: اى فرزندم! بپرهیز از ستم کردن بر کسى که در برابر تو یاورى جز خداوند نمى یابد. 

 

( میزان الحکمة، ج 13، اندرزهای امام سجاد علیه السلام)

 






تاریخ : سه شنبه 92/8/21 | 1:40 عصر | نویسنده : s.farzad | نظرات ()

 

قطرات اشکی که در سوگ امام حسین علیه السلام جاری می گردد، دارای خواص بسیاری است از آن جمله :

1-  محبوب ترین قطرات اشک در پیشگاه خداست .

2-  خاموش کننده آتش قهر خداست ، به گونه ای که اگر قطره ای از آن در جهنم فرو افتد، آتش آن زا خاموش خواهد ساخت .

3-  فرشتگان ، قطرات اشک بر حسین علیه السلام را دریافت و در شیشه های مخصوصی جمع می کنند

4-  این اشک ها را به خزانه داران بهشت می دهند تا با آب گوارای حیات ، در بهشت برین آمیخته سازند و بدین وسیله شیرینی و گوارایی آن هزاران برابر افزایش خواهد یافت

5-  هر کار شایسته و هر چیزی پاداش ویژه و معلومی دارد، مگر پاداش نثار اشک بر حسین علیه السلام که بی نهایت و غیر قابل سنجش است

فضائل و سیره امام حسین - علیه السلام  - در کلام بزرگان

مؤ لف : عباس عزیزی 






تاریخ : چهارشنبه 92/8/15 | 6:11 عصر | نویسنده : s.farzad | نظرات ()

 

هلال ابن نافع گوید: هنگام شهادت حضرت امام حسین علیه السلام بالای سر حضرت آمدم ، بخدا قسم کشته ای غرقه در خون ، نیکوتر و نورانی تر از او ندیدم ، نور صورت و هیبت او مرا از تفکر در شهادتش مشغول کرد، و او در آن حال آب طلب می کرد، شنیدم مردی گفت : بخدا سوگند از این آب نیاشامی تا به آب جوشان (جهنم ) وارد شوی حضرت فرمود: وای بر تو من از آب جوشان جهنم نمی نوشم ، من بر جدم پیامبر وارد می شوم و در منزل او ساکن می شوم ، در جایگاه صدق ، نزد مالک قدرتمند، و از آب صاف می نوشم و از کارهای شما شکایت می کنم . 

مصیبت عطش بر سیدالشهداء از همه سنگین تر بود، نه از آن جهت که تشنگی سراسر وجودش را فراگرفته بود و لبها خشک و پژمرده و چه بسا دهان مجروح و سوی چشم کم شده بود، نه ، بلکه از آن جهت که فریاد العطش اطفال مظلومش را می شنید، از آن جهت که جوان برومند او علی اکبر، از پدر تقاضای آب ، که حق حیات است دارد، اما سیدالشهداء آبی نمی یابد، از آن جهت که صورت طفل شیرخوار خود را می بیند که چگونه از تشنگی به کام مرگ فرو می رود و آتش گرفته ، اما چاره ای ندارد، آری اگر برای دیگران آب برای رفع عطش بود، برای علی اصغر هم آب بود و هم غذا، چرا که مادرش نیز شیر نداشت ، چقدر سنگین است بر مثل سیدالشهداء که از آن مردمان پست ، برای طفل خود تقاضای آب کند، اما با تیر به او پاسخ دهند، و بالاخره برادر گرامی خود را برای آوردن آب فرستاد، گویا اطفال منتظر آب بودند، که دیدند سیدالشهداء برگشت و خبر شهادت برادر را آورد. 


چهره درخشان حسین بن علی علیه السلام    
تالیف : علی ربانی خلخالی - 

 

 






تاریخ : چهارشنبه 92/8/15 | 2:4 عصر | نویسنده : s.farzad | نظرات ()

   
شیخ صدوق قدس سره در علل الشرایع به اسناد خود از عبدالله بن فضل هاشمی روایت کرده که گفت : به امام صادق علیه السلام عرض کردم : یا بن رسول الله ، چه شد روز عاشورا روز شهادت حسین علیه السلام است روز بزرگ مصائب است ، و حال آن که روز وفات رسول الله صلی الله علیه و آله و روزی که فاطمه سلام الله علیها جهان را وداع گفت و روزی که امیرالمومنین علیه السلام شهادت یافت و روزی که حسن بن علی علیه السلام به ضربت ستم شهید گشت واجب می کند که مصائب این روزها بزرگ تر باشد ؟
امام علیه السلام فرمود: مصیبت روز قتل امام حسین علیه السلام بزرگ تر است از جمیع ایام ، زیرا که اصحاب کساء که در نزد خداوند بهترین آفریدگانند، فزون از پنج تن نباشند و آنها محمد و علی فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام هستند و جود عالم منوط به وجود ایشان بود چون رسول خدا صلی الله علیه و آله جهان را وداع کرد مردمان به بقای چهار تن دیگر شاد بودند و چون فاطمه سلام الله علیها از دنیا رفت مردمان به وجود حسن و حسین علیهماالسلام تسلیت می یافتند چون علی علیه السلام به شهادت رسید، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام به جای او بودند و بعد از شهادت امام حسن علیه السلام مردم چشمشان به جمال حسین علیه السلام بود اما چون امام حسین علیه السلام را به قتل رساندند کسی از اصحاب کساء باقی نماند تا مردم را در سوگواری آن حضرت سیر و سلوکی باشد ولی شهادت حضرت امام حسین علیه السلام چنان بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام همگان را شهید کرده باشند این جاست که مصیبت روز شهادت امام حسین علیه السلام بزرگترین ایام و برزگترین مصائب است .


( وقایع الایام ، ص 371.) 






تاریخ : سه شنبه 92/8/14 | 8:48 عصر | نویسنده : s.farzad | نظرات ()



دختری بعد از ازدواج نمی‌توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با او جر و بحث می‌کرد. عاقبت دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!
داروساز گفت اگر سمّ خطرناکی به او بدهد و مادرشوهرش بمیرد، همه به او شک خواهند کرد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادرشوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد در این مدت با مادرشوهر مدارا کند تا کسی به او شک نبرد.دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقداری از آن را در غذای مادرشوهر می‌ریخت و با مهربانی به اومی‌داد.
هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادرشوهر هم بهترو بهتر شد تا آن جا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: دیگر از مادرشوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی‌خواهد که بمیرد، خواهش می‌کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند. داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادرشوهرت از بین رفته است. [1]

پی نوشت :

[1] . آیین شوخی و قوانین شوخی، محمدحسین و محمدعلی قدیری






تاریخ : سه شنبه 92/8/14 | 4:22 عصر | نویسنده : s.farzad | نظرات ()


به خاطر آرامشی که ارزانی ام داشتی از تو ممنونم


به خاطر رفع همه دغدغه ها ؛ و امنیتم از تو ممنونم


به خاطر ر جسم سالم و نشاط و شادابیم از تو ممنونم


به خاطر نیت پاک و قلب مهربانم از تو ممنونم


به خاطر آگاهی و دانائیم از تو ممنونم


به خاطر گذشت و بخششم از تو ممنونم


مهربان خدای خوب من


به خاطر امیدواری به لطف بی پایانت از تو ممنونم


به خاطر رزق و روزی حلال و فراوانم از تو ممنونم


به خاطر همنشینی با خوبانت از تو ممنونم


به خاطر خانواده خوبم از تو ممنونم


به خاطر توفیق بندگیم از تو ممنونم


به خاطر زندگی جدیدم از تو ممنونم


به خاطر میل به تحول و تولد دوباره ام از تو ممنونم


به خاطر وجود شکرگزار و سپاسگزارم از تو ممنونم


ای خالق دلسوز و مهربان


از تو برای همه آرامش الهی می طلبم


برای همه سلامت و تندرستی می طلبم

برای همه دلی شاد و قلبی مهربان می طلبم


برای همه گشایش امور می طلبم


برای همه توفیق هدایت الهی می طلبم


و برای همه معنویت روزافزون می طلبم


خدای قادر من


هم اکنون به لطف بی کرانت


همه چیز و همه کس


نوانگرم می سازند


و باور دارم


قدرت بی پایان تو


و دست مهر و یاریت


به همراه لطف سرشارت


از بهترین و رضایت بخش ترین راه ها


در همه مسائل زندگی


به یاریم می شتابد


پس آسوده خاطر


اداره عالی همه امورم


و گشایش همه مسائلم را


به اراده قدرتمند تو می سپارم


بارالها


به تو قول می دهیم


و بر سر این تعهد می مانیم


که هر روزمان


به لطف و توفیق تو


بهتر از روز قبل باشد


و نه برداشت منفی کنیم


و نه کلام منفی بر زبان بیاوریم


و نه ناسپاسیت کنیم[1]


پی نوشت :


[1] . سایت خانه تحول، دکتر شاهین فرهنگ






تاریخ : دوشنبه 92/8/13 | 1:22 عصر | نویسنده : s.farzad | نظرات ()



بنگر که چگونه تنها یکى از این ویژگیهاى فراوان باطنى اینگونه مهم است (که اگر وجود نداشته باشد این همه نارسائى در کار انسان پدید مى آید؟ با اینکه

نعمت حافظه تنها یکى از آن همه نعمت است).


بدان که نعمت فراموشى بسیار بزرگتر از نعمت حافظه و یادآورى است . اگر (نعمت ) فراموشى نبود، هیچ کس مصیبت و سختى خود را فراموش ‍ نمى کرد.

حسرتش پایان نمى یافت ، کینه اش تمام نمى گشت . با یاد داشتن (و عدم فراموشى ) آفات دنیا هیچ گاه از آن بهره نمى جست . امیدى به فراموشى و

غفلت سلطان (و حاکمى که دشمن اوست) و رهایى از حسد رشکبران نداشت.


آیا نمى بینى که چگونه دو نیروى حافظه و فراموشى که ضد یکدیگرند، هر کدام براى مصلحتى خاص در نهاد آدمى نهفته شده است؟


حال که چنین است و این دو نعمت (خداى جل و علا) که ضد یکدیگرند به سود انسان کار مى کنند و هر کدام براى آدمى ضرورى است ، چرا باید برخى (از

مردم نادان و مشرک ) در این اشیاء متضاد به دو خالق و آفرینشگر متضاد معتقد شوند؟ [1]

پی نوشت :


[1] . رک: کتاب توحید مفضل ازامام صادق (ع)، نشر جمال، قم. توحید مفضل (شگفتی های آفرینش)،مفضل بن عمرترجمه : نجفعلی میرزایی






تاریخ : یکشنبه 92/8/12 | 7:36 عصر | نویسنده : s.farzad | نظرات ()

 آیه شماره 34  از سوره مبارکه فصلت


متن آیه:

وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ

ترجمه:

و نیکى با بدى یکسان نیست؛ (بدى دیگران را) با شیوه‏ى بهتر (که نیکى است) دفع کن، که این هنگام آن کس که میان تو و او دشمنى است همچون دوست گرم مى‏شود (و عداوتش نسبت

به تو تمام مى‏شود).

تفسیر:

یکى از راههاى دعوت الى اللّه آن است که تنش زدایى نماییم و بدى دیگران را با نیکى دفع کنیم. «و من احسن قولاً ممّن دعا الى اللّه... ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»


فکر نکنید مرور زمان مسایل را کهنه مى‏کند و همه چیز فراموش مى‏شود. (برخوردهاى مثبت و منفى هرگز یکسان نیست، و آثار آن در عمق روح افراد باقى مى‏ماند.

«لَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ»


یک نمونه‏ى عملى دعوت به سوى خدا (که در آیه‏ى قبل آمده بود) دفع بدى‏هاى مردم با برخوردهاى خوب است. «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»


در برخورد با مخالفان، اخلاق نیک کافى نیست، تهاجم اخلاقى لازم است «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»

(دفع بدى‏هاى دشمن با روش نیکو کافى نیست، بلکه به نیکوترین روش‏ها و برترین رفتارهاى اخلاقى نیاز است).


از محبت خارها گل مى‏شود


از محبت سرکه‏ها مُل مى‏شود


کیمیاى واقعى، آن نیست که مس را طلا کند، بلکه برخوردى است که دشمنى را به محّبت تبدیل نماید. «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»

(روز فتح مکّه شعار بعضى از مسلمانان «انتقام، انتقام» بود ولى پیامبر اکرم فرمود: امروز روز انتقام نیست بلکه روز رحمت و مرحمت است).

سعه‏ى صدر شرط توفیق در تبلیغ است. «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ -... کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ»


توجّه به نتیجه‏ى کار، انگیزه‏ى انسان را بالا مى‏برد. (اگر بدانیم که نتیجه‏ى برخورد خوب، تبدیل دشمن به دوست است، انگیزه‏ى این کار در ما زیاد مى‏شود.

«ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ -... کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ»


در رفتارهاى شایسته، اگر دشمن دوست نشود لااقل حیا و شرمندگى در او به وجود مى‏آید و او را به رفتار دوستانه وادار مى‏کند. «کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ»






تاریخ : شنبه 92/8/11 | 8:10 عصر | نویسنده : s.farzad | نظرات ()

امام علی علیه السلام :   

انتظِروا الفرَجَ و لا تَیأسُوا مِن رَوحِ اللّه ِ، فإنّ أحبَّ الأعمالِ إلى اللّه ِ عزّ و جلّ انتظارُ الفَرَجِ

 
یزان الحکمه،ج1،ص393)


 در انتظار فرج باشید و از رحمت خدا نومید مشوید؛ زیرا محبوبترین کارها نزد خداوند عزّ و جلّ انتظار فرج است.

 







تاریخ : جمعه 92/8/10 | 5:12 عصر | نویسنده : s.farzad | نظرات ()

عصر رسول خدا صلی الله علیه وآله بود، حسین علیه السلام  دوران کودکی را می گذرانید، روزی حسین علیه السلام  در آغوش گرم پیامبر صلی الله علیه وآله بود و پیامبر صلی الله علیه وآله با او بازی می کرد و

او را می خندانید.

عایشه گفت : (ای رسول خدا! چقدر این کودک را دوست داری ، و با دیدار او شادمان می شوی ؟)

پیامبر صلی الله علیه وآله در پاسخ فرمود: (چرا او را دوست نداشته باشم و با دیدار او شاد نگردم با اینکه او میوه قلبم و نور چشمم است ، ولی امتم او را خواهند کشت کسی که بعد از وفات او مرقد

او را زیارت کند خداوند ثواب یک حج ، از حجهای مرابرای زیارت کننده می نویسد.

عایشه گفت : ثواب یک حج از حج تو؟!

پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: بلکه ثواب دو حج من

عایشه با تعجب بیشتر پرسید: ثواب دو حج تو؟!

پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: بلکه ثواب سه حج من ، این موضوع همچنان تکرار شد، تا اینکه پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: (بلکه خداوند ثواب نود حج از حج رسول خدا صلی الله علیه وآله با ثواب

عمره های آنها را به زیارت کننده خواهد داد). ( کامل الزیارات ، ص 68 )

داستانهای شنیدنی از چهارده معصوم علیهم السلام

نوشته : محمد محمدی اشتهاردی 






تاریخ : پنج شنبه 92/8/9 | 10:21 عصر | نویسنده : s.farzad | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.