شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ [تلگرام] مردي صبح از خواب بيدار شد و با همسرش صبحانه خورد و لباسش را پوشيد و براي رفتن به کار آماده شد هنگامي که وارد اتاقش شد تا کليدهايش را بردارد گرد و غباري زياد روي ميز وصفحه تلويزيون ديد. به آرامي خارج شد وبه همسرش گفت: دلبندم ،کليدهايم را از روي ميز بياور زن وارد شد تا کليد ها را بياورد ديد همسرش با انگشتانش وسط غبارهاي روي ميز نوشته " يادت باشه دوستت دارم " وخواست از اتاق خارج شود صفحه تلويزيون را ديد که ميان غبار نوشته شده بود " امشب شام مهمون من " زن از اتاق خارج شد و کليد را به همسرش داد و به رويش لبخند زد انگار خبر مي داد که نامه اش به او رسيده اين همان همسر عاقليست که اگر در زندگي مشکلي هم بود، مشکل را از ناراحتي و عصبانيت به خوشحالي و لبخند تبديل مي کند
هايدي
96/6/25
باغ آرزوها
رتبه 87
8 برگزیده
664 دوست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top